افزایش رضایت زناشویی زنان خوابگاههای دانشکده
دستهبندی: علوم تربیتی · فروشنده: MainStore · 68 بازدید · 0 فروش
مشخصات محصول
| تعداد صفحات | 124 |
| فرمت فایل | Word (doc/docx) |
توضیحات محصول
افزایش رضایت زناشویی زنان خوابگاههای دانشکده مقدمه
خانواده، واحدیاجتماعی و نظامی سازمان یافته است که در بقا و رشد نوع بشر نقش بسیار با اهمیتی را داراست و بنیادیترین نهاد جامعه محسوب میشود. خانوادههای با کارکرد سالم، بهسالم سازی فضای جامعه یاری رسانده و زمینه رشد و شکوفایی اعضای خود را فراهم میکنند. خانواده بستر رشد و رفاه جسمی و روانی اجتماعی کودک و عامل تحقق و تعادل فیزیکی، روانی و اجتماعی انسانهاست. یکی از مهمترین عوامل پیش بینی کننده بهداشت روانی افراد متاهل، روابط با همسر است (لاسول[۱] و لاسول، ۱۹۹۱). روابط با همسر عنصر اصلی زندگی عاطفی و اجتماعی فرد است و نداشتن رضایت زناشویی به توانایی زوجین برای برقراری روابط توام با خوشنودی بافرزندان وهمچنین سایر افرادخانواده آسیب میرساند. روابطمطلوب توامبا رضایت در درون خانواده به سازگاری موثرتر افراد در موقعیتهای گوناگون یاری میرساند واز طرف دیگر تعارضات زناشویی،[۲] زمینه آسیبهای روانی را فراهم میکند. زندگی مشترک در طبیعت ذاتی خود موجب تعارضات و چالشهایی در روابط میان زوجین میشود (وینچ[۳] و همکاران، ۱۹۷۴).
رویکردهای گوناگون زوج درمانی با هدف کاهش تعارضات و آشفتگیهای ارتباطی میان زوجین به وجود آمده است (میستی،[۴] ۲۰۰۴). مشاوره زوجین براساس این فرضیه است که مشکلات افراد در زمینه روابط زناشویی از طریق مشاوره بهتر بر طرف میگردد. مروری بر ادبیات تحقیقاتی در این زمینه که از اولین سالهای ۱۹۹۶ انجام شده کارایی خانواده و زوج درمانی را در درمان زوجهای ناسازگار مورد تاکید قرار میدهد. (روزن- گاردن[۵] و همکاران، ۲۰۰۴).
هدف زوج درمانی کمک به زوجین برای سازگاری مناسبتر با مشکلات جاری و یادگیری روشهای موثرارتباط است (میستی، ۲۰۰۴). اما علی رغم این هدف، بسیاری از درمانهای موجود در این زمینه مورد انتقاد قرار گرفتهاند. به عنوان مثال، یکی از مقولههای مهم در زوج درمانی توجه به روابط بین فردی[۶] افراد است. این مقوله در بسیاری از درمانها مورد عنایت قرار گرفته، اما نه به عنوان یک عنصر فعال. برای نمونه، در رویکرد شناختی- رفتاری، مشکلات مربوط به روابط بین فردی افراد، که ممکن است در روابط اولیه آنان با افراد مهم زندگی خود در دوران کودکی ریشه داشته باشد، به عنوان موانعی در نظر گرفته میشود که برای دستیابی به تبعیت فرد از راهبردهای درمانی باید بر آنها غلبه کرد. اما این فرض وجود دارد که بسیاری از افراد روابط بین فردی ناکارآمدی دارند که ریشه این روابط به اوایل زندگی و دوران کودکی آنان برمیگردد و از آنجایی که این مشکلات بین فردی هسته اصلی مسائل آنان را تشکیل میدهد، بنابراین این مقوله یکی از بهترین حوزهها برای سنجش و درماناین گروه از افراد به شمار میآید و با تمام اهمیتی که دارد در درمان شناختی- رفتاری کلاسیک نادیده گرفته شده است
خانواده، واحدیاجتماعی و نظامی سازمان یافته است که در بقا و رشد نوع بشر نقش بسیار با اهمیتی را داراست و بنیادیترین نهاد جامعه محسوب میشود. خانوادههای با کارکرد سالم، بهسالم سازی فضای جامعه یاری رسانده و زمینه رشد و شکوفایی اعضای خود را فراهم میکنند. خانواده بستر رشد و رفاه جسمی و روانی اجتماعی کودک و عامل تحقق و تعادل فیزیکی، روانی و اجتماعی انسانهاست. یکی از مهمترین عوامل پیش بینی کننده بهداشت روانی افراد متاهل، روابط با همسر است (لاسول[۱] و لاسول، ۱۹۹۱). روابط با همسر عنصر اصلی زندگی عاطفی و اجتماعی فرد است و نداشتن رضایت زناشویی به توانایی زوجین برای برقراری روابط توام با خوشنودی بافرزندان وهمچنین سایر افرادخانواده آسیب میرساند. روابطمطلوب توامبا رضایت در درون خانواده به سازگاری موثرتر افراد در موقعیتهای گوناگون یاری میرساند واز طرف دیگر تعارضات زناشویی،[۲] زمینه آسیبهای روانی را فراهم میکند. زندگی مشترک در طبیعت ذاتی خود موجب تعارضات و چالشهایی در روابط میان زوجین میشود (وینچ[۳] و همکاران، ۱۹۷۴).
رویکردهای گوناگون زوج درمانی با هدف کاهش تعارضات و آشفتگیهای ارتباطی میان زوجین به وجود آمده است (میستی،[۴] ۲۰۰۴). مشاوره زوجین براساس این فرضیه است که مشکلات افراد در زمینه روابط زناشویی از طریق مشاوره بهتر بر طرف میگردد. مروری بر ادبیات تحقیقاتی در این زمینه که از اولین سالهای ۱۹۹۶ انجام شده کارایی خانواده و زوج درمانی را در درمان زوجهای ناسازگار مورد تاکید قرار میدهد. (روزن- گاردن[۵] و همکاران، ۲۰۰۴).
هدف زوج درمانی کمک به زوجین برای سازگاری مناسبتر با مشکلات جاری و یادگیری روشهای موثرارتباط است (میستی، ۲۰۰۴). اما علی رغم این هدف، بسیاری از درمانهای موجود در این زمینه مورد انتقاد قرار گرفتهاند. به عنوان مثال، یکی از مقولههای مهم در زوج درمانی توجه به روابط بین فردی[۶] افراد است. این مقوله در بسیاری از درمانها مورد عنایت قرار گرفته، اما نه به عنوان یک عنصر فعال. برای نمونه، در رویکرد شناختی- رفتاری، مشکلات مربوط به روابط بین فردی افراد، که ممکن است در روابط اولیه آنان با افراد مهم زندگی خود در دوران کودکی ریشه داشته باشد، به عنوان موانعی در نظر گرفته میشود که برای دستیابی به تبعیت فرد از راهبردهای درمانی باید بر آنها غلبه کرد. اما این فرض وجود دارد که بسیاری از افراد روابط بین فردی ناکارآمدی دارند که ریشه این روابط به اوایل زندگی و دوران کودکی آنان برمیگردد و از آنجایی که این مشکلات بین فردی هسته اصلی مسائل آنان را تشکیل میدهد، بنابراین این مقوله یکی از بهترین حوزهها برای سنجش و درماناین گروه از افراد به شمار میآید و با تمام اهمیتی که دارد در درمان شناختی- رفتاری کلاسیک نادیده گرفته شده است
نظرات کاربران (0)
هنوز نظری ثبت نشده است.